نام کاربری
کلمه عبور
کلمه عبور را فراموش کرده اید ؟
کد پیگیری


نام و نام خانوادگی
شماره همراه
آدرس ایمیل


تازه ترین ها
        
موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر - جشنواره ها و محافل - جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش - دوره دهم

جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش / دوره دهم

گفتگو

امیر پوریا ؛ نگاه نصیحت گرایانه را از فیلم دینی حذف کنید

امیر پوریا، منتقد و مدرس سینماست که تالیفات او را سال ها در ماهنامه های فیلم، دنیای تصویر، نقد سینما، گزارش فیلم و ماهنامه 24 خوانده ایم. پوریا علاوه بر نقد فیلم، تالیفاتی در زمینه کتاب و فیلمنامه نیز داشته است. با او به نقد مفهوم سینمای دینی نشستیم که حاصل این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

 

 

جناب پوریا به نظر شما چرا سینمای دینی ما درگیر کلیشه شده است و نمی‌تواند از این مباحث بیرون بیاید؟

  به نظرم موضوع کاملا روشن است. زمینه شکل‌گیری هر چیزی در سینما و یا در هر هنر دیگری مثل شعر، نقاشی، ادبیات داستانی و .. ، اساسا باید از درون خود هنرمند و جهان فردی بیرون بیاید. آن چیزهایی که دل هنرمند را به درد می‌آورد، ذهنش را درگیر می‌کند، عواطفش را برمی‌انگیزند، آن‌ها باید در آثارش جریان پیدا کنند تا جلوه عاطفی حسی و مفهومی عمیقی در اثر بوجود بیاد.

اثر تنها زمانی می‌تواند به عمقی برسد که از درون هنرمند و دغدغه‌های ذهنی او سرچشمه گرفته باشد. در سینمای ما دلیل دچار شدن به این کلیشه‌ها این است که متاسفانه در زندگی‌ برخی فیلم‌سازان این نوع دغدغه‌ها یا دل مشغولی‌ها نقشی ندارد و تنها در یک مقطع زمانی بابت یک وام، یک جایزه، یک خودی تلقی شدن، بابت یک پسند رسمی وارد ساختن فیلم‌هایی با موضوع معنویت می‌شوند.

من تاکید دارم بیشتر معنویت را به جای عبارت دین به کار ببرم چون وقتی که دین را به عنوان راه و رسم زندگی آدم‌ها بخواهیم در هنر جاری بکنیم معمولا یا جلوه شعاری پیدا می‌کند یا جلوه اندرز گویانه یا نصیحت گرایانه. اما اگر از معنویت حرف بزنیم منظورمان چیزی است که آدمی برای آرامش روزمره‌اش برای داشتن انرژِی و امید و ایمان کافی برای هر حرکت فردی به آن نیاز دارد. با این تعبیر دیگر لزوما درگیر آن شعارها نخواهیم بود.

حتی فیلم‌هایی که به تعبیر ارشاد «فاخر» نامیده می‌شود و بودجه‌های کلان به آن تعلق می‌گیرد، گاهی می‌بینیم هیچ معنویتی در آن وجود ندارد و اثر عاطفی بر بیننده نمی‌گذارد. به نظر می‌رسد یک مسئله درونی وجود دارد. نباید تصور کنیم همه این‌ها به دانایی یا نادانی نسبت به تکنیک‌های سینما برمیگردد. بخش عمده‌ای از ماجرا که کمی هم قبول کردنش سخت است این است که شاید خود آن فیلم‌ساز و نگرشش به حد کافی از معنویت بهره نگرفته که حاصلش اینگونه فیلمی می‌شود.

 

 

 

در مورد برخی افراد که فقط برای جشنواره‌ها فیلم می‌سازند، صحبتی نداریم اما برخی از فیلم‌سازان واقعا دغدغه دین دارند با این حال آثارشان عمق مناسب را ندارد؟

تنها می‌توانم بگویم احتمالا خوانش آنها از دین سطحی است که نتیجه‌اش یک اثر سطحی می شود. در فیلم‌های سال‌های اخیر اگر دقت کنید متوجه نگرشی می شوید که نسبت به خداوند و اعمال بندگان وجود دارد. این نگرش برگرفته از نگرش خود فیلم‌ساز است. این نگاه با ترسی که ناظم و مدیر مدرسه به ما منتقل می‌کردند هم سو است. یعنی تصور  آنها این است که خداوند یک ناظر است که نشسته و منتظر است شخصی خطا کند تا او را عقوبت کند. این تلقی نسبت به مفهوم عقوبت تلقی بی نهایت سطحی است که در نهایتم آب به آسیاب نگرش‌های ضددین می‌ریزد به دلیل اینکه از میان صفات خداوند فقط به صفات  قهارتوجه دارد.

در حالیکه در سینمای جهان مسئله فرق می‌کند. در سینمای آمریکا به عنوان مثال، به نظر می‌آید فقط یک قصه می‌گویند اما در عین حال این قصه همسو می‌شود با مسایل انسانی، با عواطف، با عشق، با موضوع کمک به دیگران، با قضاوت نکردن، با مهر ورزیدن به انسان و چیزهایی که نه به دین خاصی ارتباط دارد نه به کیش نه به نژاد و قومیت.

من معتقدم در نهایت کار اصلی هنر این است که وقتی اثر تمام می‌شود احساس کنید آدم مهربان‌تری شده‌ایم، احساس کنیم آدم سبک‌تری شده‌ایم. وقتی که این اتفاق نمی‌افتد، وقتی فیلمساز فقط می‌خواهد تصور کند که یک هراس ایجاد کند نسبت به مفهوم دین، نسبت به معاد، نسبت به آخرت، طبعا نتیجه درستی هم به دست نمی‌ٱید. به نظر می‌رسد راه را غلط می‌روند.

 

 

 

شعار امسال جشنواره رویش با این عنوان که هر فیلم دریچه‌ای است به سوی سینمای دینی مطرح شده است. با توجه به ظرفیت‌های موجود در جامعه که شما با ‌آن اشنا هستید تا چه حد می‌توان به این شعار دست پیدا کرد ؟

این شعار در حقیقت همان چیزی است که سال‌هاست در مقابل عبارت سینمای معناگرا گفته می‌شود. ما در مقابل طرح عنوان سینمای معناگرا، همیشه با مدیران ارشاد بحث می‌کردیم که هر فیلمی که ساخته می‌شود، حتی فیلمی که اصرار دارد این دیدگاه را منتقل کند که جهان بی معنا و پوچ است، حتی این فیلم هم در نهایت به معنایی گرایش دارد.

به هرحال این نگاه در عمل زیاد خوشبینانه نیست. چون هنوز دید مدیران و نگاه آنها تعیین کننده است به خصوص در زمانی که نهادهای دولتی خودشان سرمایه گذار وصاحب و پخش کننده یک فیلم هستند. باید دیدکه تلقی آنها نسبت به یک سری مسایل تا چه اندازه تغییر خواهد کرد. اینکه از طرح مستقیم بحث بپرهیزند و اگر نماد یا اشاره و نشانه‌ای خلق می‌کنند باز تا چه حد تلقی متعالی از آن را نمایش خواهند داد. گاهی بعضی به سراغ بیان تمثیلی هم که می‌روند باز آنقدر دو دوتا چهارتا می‌کنند که فرقی با مستقیم گویی ندارد. در واقع آن محتوا را خراب می‌کنند.

 

 

 

بنابراین شما معتقد هستید که فیلم ها باید از فضای دولتی آزاد باشند سپس ایده‌های جدید می‌تواند رشد کند و از دل آن نگاه‌های بکری نسبت به سینمای دینی بروز پیدا کند؟ 

نه، این آسیب فقط به لحاظ اینکه فیلم‌ها تهیه کننده‌شان دولتی نباشد رخ نمی‌دهد. در بحث مجوز ها هم دولت همین طور عمل میکند. یعنی آن فیلم‌هایی را به اصطلاح خودی می‌داند که در زمینه مربوط به مسایل معنوی و دینی، نگاه مشابه و مورد نظر خودش را دارد، همان نگاه نصیحت‌گرایانه.

ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که فیلم معنوی آن فیلم وصل به سیستم تلقی می‌شود در حالی که بسیاری از اوقات فیلمی با تاثیرات معنوی هدفش لزوما این نبوده، یعنی هیچ وقت برای خودش  یک بیانیه علمی تعیین نکرده که من قرار است بنشینم  و یک فیلمنامه بنویسم که آدم ها را به دین گرایش بدهم. بلکه فقط به دغدغه درونی‌اش پرداخته  و نتیجه‌اش  یک اثر درخشان معنوی شده است.

به این نکته تاکید دارم که نمی‌شود یک فیلم در دنیای معنوی گام بردارد و روی عواطف آدمی هیچ تاثیری نگذارد. حتما زمینه‌های معنوی قرار است که احساس برانگیز باشند. بسیاری اوقات فیلمی ساخته می‌شود که من بعد از دیدنش می‌بینم چه آدم مهربان‌تری شده‌ام. آن فیلم تاثیر عمیق معنوی دارد بدون اینکه کسی به او بگوید برو  یک فیلم بساز که مردم را نسبت به نیکوکاری تشویق کند، یا مردم را نسبت به مطالعه تاریخ ادیان برانگیزد. این نوع هدف تعیین کردن که بسیاری اوقات در نهادها و بخش نامه‌ها دیده می‌شود هرگز نتیجه نداده، نه فقط در سینما بلکه در هیچ کجا. فقط وقتی نتیجه واقعی به دست می‌آیدکه کسی می‌خواهد فیلم بسازد و به این فکر نمیکند که قرار است چه تاییدی از چه جایی بگیرد. یعنی دغدغه‌اش درونی است نه دستوری.

 

 

آقای پوریا  شما در مورد چالش‌ها و مشکلات این حوزه صحبت کردید. چه راه برون رفتی را پیشنهاد می‌دهید برای اینکه از این فضای سطحی دینی نجات پیدا کنیم؟ 

اولین مسئله حذف همه این نوع جشنواره هاست. حذف هر نوع جایزه‌ای از این دست که مثلا فلان ستاد و نهاد در جشنواره فجر اهدا میکند. حذف همه این نوع زمینه‌های دستوری و فرمایشی.

آنوقت شاید بشود به ادم ها منتقل کرد که یک فیلم به دلیل نگاهی که به مسئولیت انسان در مقابل اخلاقیات و امور انسانی و امور عاطفی دارد نیز یک فیلم معنوی محسوب می‌شود.

 

 

 

اگر همه این جشنواره‌ها حذف شوند، چگونه گفتمان ایجاد کنیم؟ 

منتقدها اینکار را می‌کنند. یعنی وقتی که انتخاب‌های منتقدان از فیلم هایی که تصور میکنند فیلم دینی یا معنوی محسوب می‌شود هیچ شباهتی به لیست فیلم‌های محبوب دولت ندارد، خودش گویای این پیام است.

در جشنواره‌ها از شکل و ظاهر آدم‌هایی که سازنده این فیلم‌ها هستند تا برگذار کننده ها و مهمان‌ها، تماما یک پیام را منتقل می‌کند؛ اینکه ما این فیلم‌ها را دینی می‌بینیم. به همین دلیل همچنان در همین مدار تکرار و کلیشه پیش خواهند رفت.

 زمانی سینمای دینی یک اتفاق عینی و زنده خواهد بود که بگوییم ما نمی‌دانیم. ما بعنوان نگاه رسمی نمی‌گوییم این فیلم از نظر ما دینی است، این فیلم از نظر ما ارزشی است. رها کنیم  و اجازه بدهیم خودش اتفاق بیفتد. آنوقت  خواهیم دید در مورد مفاهیمی که بنظر  می‌آید زمینه الهی یا زمینه انسانی دارند، مثل رستگاری، مثل مهرورزی، تا چه حد درباره این‌ها فیلم درست ساخته خواهد شد.

 

 

 

در حوضه فیلم کوتاه هم همین نظر را دارید؟ زیرا برای فیلم بلند درگاه هایی برای نمایش فیلم و مورد نقد قرار گرفتن، وجود داشته باشد، ولی فیلم‌های کوتاه به جز در جشنواره ها، دیده نمی‌شوند؟ 

واقعا در این زمینه صاحب رای نیستم. آنقدردرگیر فیلم کوتاه نبودم که بتوانم نظر بدهم. شاید برای فیلم کوتاه لازم باشد و به رشد فیلم کوتاه کمک کند.

 

 

به عنوان آخرین سوال بفرمایید با حضور کارشناس دینی کنار کارگردان موافقید یا معتقدید که خود کارگردان هست که باید دیدگاه و نگرش خود را در فیلم ارائه بدهد؟  

حضور کارشناس وقتی لازم می‌شود که جهان داستانی یک فیلم به طور مستقیم به زندگی افراد درگیر در مسائل دینی ربط پیدا کند. مثل وقتی که ما فیلمی داریم با داستانی در سازمان امنیت اطلاعاتی. اینجا نیاز به یک مشاور امنیتی داریم. یا فیلمی که راجع به شکار حیوانات است احتیاج به یک شکاربان دارد یا یک صاحب نظر در امور زیست محیطی. همین طور وقتی فیلمی داریم که در مورد نوع زندگی یک طلبه است، برای اینکه ساعت ورود و خروج کلاسش و گفتمانی که در کلاسش جاری می‌شود، لباس و مناسبات روزمره‌اش با واقعیت تطبیق داشته باشد، احتیاج به یک کارشناس داریم. در غیر این صورت وقتی که قرار باشد یکی بیاید و برای کارگردان و فیلم نامه‌نویس توضیح بدهد که محتوای فیلم باید به کدام طرف برود، این دیگراصلا فیلم نامه، نگاه و نگرش کارگردان محسوب نمی‌شود.

در غیر این موارد کسی که جهان یک فیلم‌نامه را طراحی می‌کند قاعدتا باید اینقدر نسبت به آن جهان شناخت داشته باشه که بداند چه چیزی مد نظرش است. من فقط قائل به مشاوره عینی هستم مثل مشاوره‌ای که از یک کارشناس نظامی گرفته می‌شود.

 

 

 

امیر پوریا ؛ نگاه نصیحت گرایانه را از فیلم دینی حذف کنید